تبليغاتX
شهر هرت -

شهر هرت

داستان یک شهر

شهر من شهر هرت است نمونه ای جالب از هرتشهرها

هرت۱.   بگیر بگیر در شهر هرت : پلیس راهنمایی با باتوم بدست در کوچه پس کوچه ها موتور سوارها را شکار می کند. یکی را برای کلاه ایمنی دیگری را برای گواهینامه

سومی را برای پلاک موتور و ....

موتورها را بار می کنند می برند پارکینک شهرداری و شهرداری از صاحبان موتورها اجاره اجباری می گیرد. جریمه ها هم در شورای حل اختلاف گرفته می شود.

اما در شورای حل اختلاف یکی می گفت موتورم را از در خانه بر داشتند و برده اند ، ان یکی می گفت پسرم فرار کرده آمده تو خانه مامور راهنمایی بدون اجازه آمده از درون منزل او را برده است. آن دیگری  می گفت موتورم پارک بوده برده اند. رئیس ماموران می گوید برو شکایت کن ولی نمی توانم ثابت کنم. تو تاکسی می گفت ماموران راهنمایی رانندگی عامل بیشتر تصادفات هستند وقتی ماموران و سربازان راهنمایی رانندگی کمین می کنند و یگباره باتوم به دست به طرف یک موتوری هجوم می برند او دست و پایش را گم کرده و ناخداگاه گاز را می گیرد یا زمین می خورد یا به ماشین و موتور دیگری بر می خورد. زن مسافر تاکسی می گفت همین سربازها و ماموران راهنمایی و رانندگی با باتوم زدند سر کسی که قصد فرار داشته و اونو کشتند. این همه بگیر و ببند پیش از آنکه بخاطر قانون باشد بیشتر برای گرفتن جریمه از مردم است. وگرنه بهتر و نیکو آن بود موتور سواری را که کلاه ایمنی ندارد بار نخست وادار به خرید اجباری کلاه ایمنی می کردند یعنی به عنوان جریمه یک کلاه ایمنی را همانجا آماده در قبال دریافت وجه می دادند و اگر بار دوم او را بی کلاه میدیدند جریمه کنند. بیشتر موتور سوارها پول خرید کلاه ایمنی را ندارند ولی مجبورند جریمه ها را بپردازند. این به شهرت نیک راهنمایی رانندگی کمک می کرد تا اینکه با هجوم سیل وار بگیر بندها و گرفتن انبوه جریمه ها از قانون سوء استفاده می کنند. و اگر نه این

بود می بایست همانگونه که یکی را برای کلاه و دیگری را برای گواهینامه و سومی را برای....... جریمه می کنند پس به آنان که هیچ موردی نداشتند پاداش و جایزه می دادند

 

هرت۲.   فلکه های شهر هرت : میدانهای کوچک و نعلبکی مانند که کج و کولگی قوزی بالای قوز آنهاست. از شهر هرت خبر می دهد میدانهایی که در چهارراههای احداث شده حتی پیاده رو هم ندارند و خیابان و پیاده رو یکی است. و تهدید بالقوه جانی برای پیاده ها  بشمار می رود. چهارراه نیازمند که شبیه یک همبرگر کج و کوله است. و هیچ اتومبیلی توان چرخش در آن را ندارد و چپه کن ماشین های سنگین است. یک سویش پیاده رو هم ندارد.

فلکه چهارراه نیازمند به خیابان قائم شدیدا نیازمند است. انتهای خیابان نیازمند هم شدیدا نیازمند است.میدان چهار راه سلطانیه هم سه سویش پیاده رو ندارد و یکسویش در چرخش به سلطانیه با تیربرق مواجه می شوید که در وسط خیابان است. میدان استاندارد نیست. .....چهار راه بهبودی بدترین گذرگاه کاشمر است شلوغی آن از یک سو و هرج و مرج حاکم بر آن  از سوی دیگر ، هیچ اقدامی برای تعریض یا تبدیل آن به میدان صورت نمی گیرد.

راننده تاکسی توی خیابان فیض آباد شهر هرت می گفت این ستادهای انتخاباتی شورای 

شهر چه خوب بود توی این خیابان بساط پهن می کردند پرسیدم چرا؟ گفت یک ماه قبل 

شهرداری برای انتخابات شورای شهر پیشبینی کرد و خیابان امام را سراسر یکلایه

اسفالت کشیدند. ولی این خیابان فیض آباد ( ۱۷ شهریور ) را از زمان رضاخان به 

این ور تجدید اسفالت نکردند. و مسافران بدبخت که بیشترشان مریض های بیمارستان

ته لات آباد هستند مجبورند توی دست اندازها این آسفالت دربداغون هی بجنبند هی بلنبند

 

هرت۳.   ایستگاههای تاکسی بدترین معضل شهر هرت است تاکسی ها در ایستگاهها پشت سر هم می ایستند و هر کدام پس از تکمیل مسافر به راه می افتد پیاده های منتظر تاکسی در میانه خیابان باید پیاده گز کنند چون هر چه تاکسی از برابرشان می گذرد پر است و جا ندارد تاکسی های ایستگاه نشین کاملاً راضی هستند از این وضعیت اما مسافران میان راهی چندان خشنود نیستند . چون تاکسی باید گشت بزند و مسافر را در هر جا ئ در همه جا از طول مسیر سوار کند نه اینکه در ایستگاههای جدید الاحداث اتراق کنند. و پس از تکمیل ظرفیت براه بیفتند. حتی برخی از تاکسی دارها اگر مسافری وسط راه پیاده شود غر می زنند گویا انتظار دارند مسافر تمام مسیر بر جا بماند و کرایه کامل را به آنها بپردازد.

 

هرت۴.   معضل مهم دیگر اینست که تاکسی ها یک در عقب خود را قفل می کنند و مسافران عقب تاکسی پیوسته مجبورند زمان پیاده شدن یک مسافر همگی پیاده شوند وقتی که نحوه سوار شدن مسافر را در عقب تاکسی در تصور آورید خنده دار است مسافر مجبور است درصندلی  عقب نیم خیز راه برود و کون خیزک کند و زمان پیاده شدن هم کون خیزک کند تا از کنار در قفل شده خود را به سوی در باز برساند. اگر  هر دو در تاکسی باز بود تاکسی سواری چه عشقی داشت. یا اینکه راننده زحمت به خودش می داد و از پشت فرمان پیاده می شد تا ضمن باز کردن در بسته عقب تکانی هم به ستون فقرات خود بدهد اما در شهر هرت از این خبرها نیست.

 

هرت۵.   آسفالت کوچه های شهر هرت از همه چیز تماشایی تر است و شنیدنی تر.... شهرداری کانالها را چند سال بحال خود رها می کند ت خسارت لازمه به منزل مردم وارد آید و کار به عریضه و شکایت برسد آنوقت می آید و انبوهی خاک روی آسفالتها می ریزد و روی آن یک لایه نازک آسفالت دست دوم می ریزد ( آسفالتهایی که معلوم می شود خرده آسفالتهای نخاله کنده شده از جاهای دیگر دارد.) این معابر تبدیل به اسفنج آب می شود و تمام آب بارندگی جذب انبوه خاکهای زیر این آسفالتها می شود نشست آسفالت تخریبسریع آسفالت و خسارات به منازل چرخه بی پایانی است که شهردار شهر هرت با صرفه جویی خود پدید می آورد. از این گذشته در شهر هرت شهرداری به بساط فروشهای بغل خیابان هوا را اجاره می دهد . بساط فروشهای بدبخت که جایی به اندازه یک سفره دارند باید بابت روی زمینی که اشغال کرده اند ماهیانه 20 هزار تومان اجاره به شهرداری بپردازند این هوای اجاره ای را در ضلع شمالی مخابرات کاشمر واقع در خیابان امام می یابید. اگر پهن کردن بساط در پیاده روها غیر قانونی و سد معبر است چرا شهرداری باید از این کار غیر قانونی منبع در آمد برای خود درست کند شهرداری با این کار دو خلاف انجام می دهد یکی اینکه سد معبر عده ای را وسیله ای برای اخذ اجاره کرده و ان را جنبه رسمی بخشیده است. و دیگری اینکه برای هیچ یعنی فضای خالی که نه دری دارد و نه دیواری اجاره می گیرد. این اجاره بابت زمین خالی است. پس باید گفت سد معابر عمومی دیگر مفهومی نخواهد داشت و ازاین گذشته صاحبان املاک جنب این معبر در این گرفتن اجاره از شهرداری بیشتر حق خواهد داشت چون این بساط فروشان در جنب املاک آنها اقدام به بهره برداری و سد معبرنموده اند و این مزاحمتی برای صاحبان این املاک است. و به مرور برای بساط فروش ایجاد حقی نامشروع نسبت به حاشیه املاک این مناطق پدید خواهد آورد. که در آینده بسیار دردسر ساز خواهد شد و از آن گذشته شهرداری و شورای اصناف در قبال مسئولیتی که نسبت به برخی از اصناف  خود دارند بدینوسیله کوتاهی و اهمال می نمایند. یعنی اصناف با پرداخت عوارض ها و مالیاتها و حق امتیازها پروانه کسب می کنند و شوراهای اصناف و شهرداری بجای آنکه از حقوق این اصناف حمایت کنند بهدست فروشان و بساط پهن کن ها که رقیب اصناف و فروشندگان پروانه دار بشمار می روند پرو بال می دهند.

 

هرت۶.   یک شهر هرتی دیگر این شهر نبود صنف سواری در درون شهر است. تاکسی ها با وجود اینکه با پرویی در ایستگاه پر می کنند راه می افتند و در طول مسیر به همه پیاده های منتظر ریشخند می زنند و شربه پا می کنند و این در حالی استکه خودشان جایی برای سوار کردن مسافر ندارند یک بار یک راننده تاکسی می گفت این مسافر باید منتظربماند چه تاکسی خالی نباشد و چه باشد........... انگار مسافربرده زرخریدشان است همه شهرها قشر سواری دارند وای شهر هرت همین یکی را خوب ندارد.

 

هرت۷.   گودال ، یا گودال در شهر من

همچون گاوی پر شیر شهرداری هر جمعه دوشیده می شود. خاکهای بیابان راشهرداری خط کشیده و هر قطعه را 1500 تومان از بساطی های بدبخت می گیرد. 

 

هرت۸.در مدرسه  هاشمی نژاد شهر هرت  ، خانمی با بچه در بغل توی تاکسی گله می کرد که معلم بچه اش برای اینکه املا کم گرفته است مبلغ 500 تومان جریمه نقدی بابت عدم اخذ نمره مطلوب در املا از بچه اش گرفته است. شهر از این هرت تر!!!؟

اگر دولت مدارس را طلاق داده است تا آنها خود را هرتانه تامین کنند پس باید فکری هم به حال تغییر نام آموزش و پرورش به هرتارش و پروارش بکنند .

 

هرت۹. در مدرسه کوثر روستای جنوبی شهر هرت هم برای هر کیفی که بچه به مدرسه نبرد 1000 تومان جریمه و هر کتاب که یادش برود 100 تومان جریمه و هر دفتر 100 تومان جریمه و اگر یادش برود که خودش را به مدرسه ببرد فکر می کنید چقدر جریمه اش خواهند کرد؟!!!!!!!!

 

هرت ۱۰: ایستگاه تاکسی در شهر هرت داستان فاصله های بزرگ پیاده روی است

یعنی از یک ایستگاه که پیاده می شی تا ایستگاه دیگه که سواره میشی باید یعنی مجبوری

نیم کیلو متر پیاده گز کنی هر مسیر تاکسیرانی شهر هرت یک مسیر بن بست است. دانشجویان بدبخت را بگو که از ترمینال تا دانشگاه باید ۴ ایستگاه عوض کنند وسط این ایستگاهها را هم با پای دانشجویی شان باید گز کنند و ترافیک را شلوغی یک طرف

و خستگی پیاده روی ها طرف دیگر پشت صندلی دانشگاه تازه کن نفس ،چرت بزن تا

استاد هس !

هرت۱۱. استادان دانشگاه در شهر هرت استادان هرت شناسی و هرت آموزی.....

دانشجویان افزون بر شهریه متبرکی که می پردازند از شهریه دیگری که پنهان و

مخفیانه است مخفیانه رنج می برند. استادان شهر هرت تحقیقات خود را و ترجمه های

خود که به دانشجویان شهر هرت می سپارند تا از کیسه آنها بهای تحقیقات اینترنتی استادان و ترجمه های مورد نیازشان پرداخته شود. استادی بود که ۷۰ عدد فلاپی آورد

تا فرمت شود و برایش فروخته شود. این فلاپی ها متعلق به دانشجویان شهریه پرداز بود

استاد دیگری بود که ۳۰ صفحه ترجمه های خودش را به دانشجویی داد گفت بده ترجمه تا ۲ نمره به تو بدهم!!!!!!!!!!!!! دانشجو هم ۳۰ هزار تومان بابت ۲ نمره به ترجمه

داد از این گذشته که مواردش فراوان است و به تازگی هم به مدارس و دبیرستانها سرایت

کرده باید گفت سواد استادان و معلمان و آموزگاران شهر هرت هم جای بسی هرت دارد.

برای امتحان پیشنهاد می شود یک امتحان املا از این وارثان انبیا بگیرند تا همگان

پی ببرند که الحق اینان امی هستند.

 

 

فراخوان مناقصه :

 

از شهرداران خارجی همه شهرهای جهان

 

فراخوان می شود که در این مناقصه شرکت کنند 

 

 با توجه به سنت شریفه خواهر خواندگی

 

در میان شهرهای  جهان ، به نخستین

 

شهرداری که نخستین پیشنهاد را در پذیرش

 

شهر هرت من به خواهر خواندگی شهرش

 

بدهد همگی هورا ................

 

http://www.daneshkavan.com

 

کاوه آهنگر

مدیر عامل شرکت علمی پژوهشی صنعتی دانشکاوان

شماره ثبت ۱۲۱۰

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 11:23  توسط کاوه آهنگر  |